ما منتظران همیشه مشغول دعا
هستیم شبانهروز در ذکر و ثنا
ای کاش فراغتی فراهم میشد
از وسعت دردهای تو کم میشد
در وسعت شب سپیدهای آه کشید
خورشید به خون تپیدهای آه کشید
آمد عروس حجلۀ خورشید در شهود
در کوچهای نشست که سر منزل تو بود
صبحی گره از زمانه وا خواهد شد
راز شب تار، برملا خواهد شد
اینگونه که با عشق رفاقت دارد
هر لحظه لیاقت شهادت دارد
مردی که دلش به وسعت دریا بود
مظلومتر از امام عاشورا بود
خزان نبیند بهار عمری که چون تو سروی به خانه دارد
غمین نگردد دلی که آن دل طراوتی جاودانه دارد
چشمت به پرندهها بهاری بخشید
شورِ دل تازهای، قراری بخشید