مثل پرندهای که بیبال و پر بماند
فرزند رفته باشد اما پدر بماند
فکر میکردم که قدری استخوان میآورند
بعد فهمیدم که با تابوت، جان میآورند
گفتم سر آن شانه گذارم سر خود را
پنهان کنم از چشم تو چشم تر خود را
سلام! ای سلام خدا بر سلامت!
درود! ای کلام الهی، کلامت!
اینک زمان، زمان غزلخوانی من است
بیتیست این دو خط که به پیشانی من است