ای غم، تو که هستی؟ از کجا میآیی؟
هر دم به هوای دل ما میآیی
عید آمده، هر کس پی کار خویش است
مینازد اگر غنی و گر درویش است
در سکوتی لبالب از فریاد گوشه چشمی به آسمان دارد
یک بغل بغض و تاول و ترکش، یک بغل بغض بیکران دارد
از نو شکفت نرگس چشمانتظاریام
گل کرد خارخار شب بیقراریام