مسلم شهید شد وَ تو خواندی حمیده را
مرهم نهادی آن جگر داغدیده را
گفت رنجور دلش از اثر فاصلههاست
آن که دلتنگ رسیدن به همه یکدلههاست
زبان به مدح گشودن اگرچه آسان نیست
تو راست آن همه خوبی که جای کتمان نیست
راضی به جدايی از برادر نشده
با چند اماننامه کبوتر نشده
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين