ای غم، تو که هستی؟ از کجا میآیی؟
هر دم به هوای دل ما میآیی
محمّدا به که مانی؟ محمّدا به چه مانی؟
«جهان و هر چه در او هست صورتاند و تو جانی»
چه کُند میگذرد لحظههای دور از تو
نمیکنند مگر لحظهها عبور از تو
گفتم به گل عارض تو کار ندارد؛
دیدم که حیایی شررِ نار ندارد
از نو شکفت نرگس چشمانتظاریام
گل کرد خارخار شب بیقراریام