سر و پای برهنه میبرند آن پیر عاشق را
که بر دوشش نهاده پرچم سوگ شقایق را
در مطلع شعر تو نچرخانده زبان را
لطف تو گرفت از من بیچاره امان را
اینک زمان، زمان غزلخوانی من است
بیتیست این دو خط که به پیشانی من است
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين