میرود بر لبۀ تیغ قدم بردارد
درد را یکتنه از دوش حرم بردارد
میآیم از رهی که خطرها در او گم است
از هفتمنزلی که سفرها در او گم است
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين
رُخش چه صبح ملیحی، لبش چه آب حیاتی
علی اکبر لیلاست بَه چه شاخه نباتی