ای غم، تو که هستی؟ از کجا میآیی؟
هر دم به هوای دل ما میآیی
مسیح، خوانده مرا، وقت امتحان من است
زمان، زمانِ رجزخوانی جوان من است
همچون نسیم صبح و سحرگاه میرود
هرکس میان صحن حرم راه میرود
غم با نگاه خیس تو معنا گرفته
یک موج از اشک تو را دریا گرفته
از نو شکفت نرگس چشمانتظاریام
گل کرد خارخار شب بیقراریام