در این حریم هر که بیاید غریب نیست
هرکس که دلشکسته بُوَد بینصیب نیست
نه دعبلم نه فرزدق که شاعرت باشم
که شاعرت شده، مقبول خاطرت باشم
چشمم به هیچ پنجره رغبت نمیکند
جز با ضریح پاک تو صحبت نمیکند
روز، روز نیزه و شمشیر بود
ظهر داغ خون و تیغ و تیر بود
دلم تنهاست، ماتم دارم امشب
دلی سرشار از غم دارم امشب
هرچند حال و روز زمین و زمان بَد است
یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است