پس تو هم مثل همسرت بودی؟!
دستبسته، شکسته، زندهبهگور
بیدل و خسته در این شهرم و دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست
چه خوش باشد که راه عاشقی تا پای جان باشد
خصوصاً پای فرزند علی هم در میان باشد
شعری به رسم هدیه... سلامی به رسم یاد
روز تولد تو سپردم به دست باد
زره پوشیده از قنداقه، بیشمشیر میآید
شجاعت ارث این قوم است، مثل شیر میآید