ای کاش که در بند نگاهش باشیم
دلسوختۀ آتش آهش باشیم
روز، روز نیزه و شمشیر بود
ظهر داغ خون و تیغ و تیر بود
ما گرم نماز با دلی آسوده
او خفته به خاکِ جبهه خونآلوده
ای هزار آینه حیران تو یا ثارالله
صبح سر زد ز گریبان تو یا ثارالله
آن که نوشید می از جام بلا کیست؟ حسین
آن که کوشید به یاری خدا کیست؟ حسین
امیر قافلۀ دشت کربلاست حسین
به راه بادیۀ عشق، آشناست حسین
نازم آن زنده شهیدی که برِ داور خویش
سازد از خونِ گلو تاج و نهد بر سر خویش