رو به زیبایی او چشم تماشاست بلند
سمت بخشندگیاش دست تمناست بلند
مثل پرندهای که بیبال و پر بماند
فرزند رفته باشد اما پدر بماند
فکر میکردم که قدری استخوان میآورند
بعد فهمیدم که با تابوت، جان میآورند
در قبلهگه راز فرود آمد ماه
یا زادگه علی بود بیتالله
گفتم سر آن شانه گذارم سر خود را
پنهان کنم از چشم تو چشم تر خود را
نرسد اگر به على كسى، به كجا رود؟ به كجا رسد؟
به خدا قسم كه اگر كسى، به على رسد، به خدا رسد
چه جانماز پی اعتكاف بر دارد
چه ذوالفقار به عزم مصاف بر دارد
خدا میخواست تا تقدیر عالم این چنین باشد
کسی که صاحب عرش است، مهمان زمین باشد