دل آزاده با خدا باشد
ذکر، نسیان ماسوا باشد
دستهگلها دستهدسته میروند از یادها
گریه كن، ای آسمان! در مرگ توفانزادها
آشفته كن ای غم، دل طوفانی ما را
انكار كن ای كفر، مسلمانی ما را
سالی گذشت و باغ دلم برگ و بر نداشت
من ماندم و شبی که هوای سحر نداشت
از رفتن دل نیست خبر اهل وفا را
آن کس که تو را دید نداند سر و پا را
آه میکشم تو را با تمام انتظار
پر شکوفه کن مرا، ای کرامت بهار