با حضورت ستارهها گفتند
نور در خانهٔ امام رضاست
همین که دست قلم در دوات میلرزد
به یاد مهر تو چشم فرات میلرزد
کاش من هم به لطف مذهب نور
تا مقام حضور میرفتم
ای فاطمه را شمیم! کی میآیی؟
جانبخشتر از نسیم! کی میآیی؟
گفتم به دل، که وقت نیایش شب دعاست
پرواز کن که مقصد من «سُرّ من رآ»ست
بستهست همه پنجرهها رو به نگاهم
چندیست که گمگشتۀ در نیمۀ راهم
دارد دل و دین میبرد از شهر شمیمی
افتاده نخ چادر او دست نسیمی