موعود خدا، مرد خطر میخواهد
آری سفر عشق، جگر میخواهد
دلی برای سپردن به آن دیار نداشت
برای لحظۀ رفتن دلش قرار نداشت
همنوا بود با چکاچک من
غرّش آسمان و هوهوی باد
از بدر، از خیبر علی را میشناسند
یاران پیغمبر علی را میشناسند
سلمان کیستید؟ مسلمان کیستید؟
با این نگاه، شیعهٔ چشمان کیستید؟