نمردهاند شهیدان که ماه و خورشیدند
که کشتگان وطن، زندگان جاویدند
گر به چشم دل جانا، جلوههای ما بینی
در حریم اهل دل، جلوۀ خدا بینی
کنار دل و دست و دریا، اباالفضل
تو را دیدهام بارها، یا اباالفضل
عاشقان را سر شوريده به پيكر عجب است
دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است!
رفتم من و، هوای تو از سر نمیرود
داغ غمت ز سینهٔ خواهر نمیرود
جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم