کنار دل و دست و دریا، اباالفضل
تو را دیدهام بارها، یا اباالفضل
از روی توست ماه اگر اینسان منوّر است
از عطر نام توست اگر گل، معطّر است
در آن میان چو خطبهٔ حضرت، تمام شد
وقت جوابِ همسفران بر امام شد
مردان غیور قصّهها برگردید
یک بار دگر به شهر ما برگردید
جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم