سر و پای برهنه میبرند آن پیر عاشق را
که بر دوشش نهاده پرچم سوگ شقایق را
رود از جناب دریا فرمان گرفته است
یعنی دوباره راه بیابان گرفته است
در مطلع شعر تو نچرخانده زبان را
لطف تو گرفت از من بیچاره امان را
صبوری به پای تو سر میگذارد
غمت داغها بر جگر میگذارد
وقتی سکوت سبز تو تفسیر میشود
چون عطرِ عشق، نام تو تکثیر میشود