یک بار رسید و بار دیگر نرسید
پرواز چنین به بام باور نرسید
آنجا كه حرف توست دگر حرف من كجاست؟
در وصل جای صحبت از خویشتن كجاست؟
اگرچه باغِ پر از لالۀ تو پرپر شد
زمین برای همیشه، شهیدپرور شد
پیش چشمم تو را سر بریدند
دستهایم ولی بیرمق بود
بهار آسمان چارمینی
غریب امّا، امامت را نگینی
برگرد ای توسل شبزندهدارها
پایان بده به گریۀ چشمانتظارها