عید آمده، هر کس پی کار خویش است
مینازد اگر غنی و گر درویش است
آن صبح سراسر هیجان گفت اذان را
انگار که میدید نماز پس از آن را
صدای پای شما... نه، صدای بال میآید
کسی فراتر از امکان و احتمال میآید
جهان نبود و تو بودی نشانۀ خلقت
همای اوج سعادت به شانۀ خلقت
قرآن که کلام وحده الا هوست
آرامش جان، شفای دلها، در اوست