خوشا آنان که چرخیدند در خون
خدا را ناگهان دیدند در خون
کجاست زندهدلی، کاملی، مسیحدمی
که فیض صحبتش از دل بَرَد غبارِ غمی
بهنام او که دل را چارهساز است
به تسبیحش زمین، مُهر نماز است
عالمى سوخته از آتش آهِ من و توست
این در سوخته تا حشر گواهِ من و توست