خوشا آنان که چرخیدند در خون
خدا را ناگهان دیدند در خون
رساندهام به حضور تو قلب عاشق را
دل رها شده از محنت خلایق را
بهنام او که دل را چارهساز است
به تسبیحش زمین، مُهر نماز است
وقتی سکوت سبز تو تفسیر میشود
چون عطرِ عشق، نام تو تکثیر میشود
نفسی به خون جگر زدم، که لبی به مرثیه وا کنم
به ضریحِ گمشده سر نهم، شبِ خویش وقف دعا کنم
در ساحل جود خدا باران گرفته
باران نور و رحمت و احسان گرفته
سیلاب میشویم و به دریا نمیرسیم
پرواز میکنیم و به بالا نمیرسیم