انبوه تاول بر تنت سر باز کرده
این هم نشان دیگری از سرفرازیست
دوباره لرزش دست تو بیشتر شده است
تمام روز تو در این اتاق سر شده است
تا برویم ریشهای چون تاک میخواهم که هست
نور میخواهم که هستی خاک میخواهم که هست
ای مشعل دانش از تو روشن
وی باغ صداقت از تو گلشن
افتاده بود در دل صحرا برادرش
مانند کوه، یکه و تنها، برادرش
خواست لختی شکسته بنویسد
به خودش گفت با چه ترکیبی