تا با حرم سبز تو خو میگیرم
در محضر چشمت آبرو میگیرم
من كیستم؟ کبوتر بیآشیانهات
محتاج دستهای تو و آب و دانهات
تا برویم ریشهای چون تاک میخواهم که هست
نور میخواهم که هستی خاک میخواهم که هست
قرآن که کلام وحده الا هوست
آرامش جان، شفای دلها، در اوست
خواست لختی شکسته بنویسد
به خودش گفت با چه ترکیبی