رخصت بده از داغ شقایق بنویسم
از بغض گلوگیر دقایق بنویسم
ای دلنگران که چشمهایت بر در...
شرمنده که امروز به یادت کمتر...
محمّدا به که مانی؟ محمّدا به چه مانی؟
«جهان و هر چه در او هست صورتاند و تو جانی»
چه کُند میگذرد لحظههای دور از تو
نمیکنند مگر لحظهها عبور از تو
با دشمن خویشیم شب و روز به جنگ
او با دم تیغ آمده، ما با دل تنگ
برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم