یاد تو گرفته قلبها را در بر
ماییم و درود بر تو ای پیغمبر
سر و پای برهنه میبرند آن پیر عاشق را
که بر دوشش نهاده پرچم سوگ شقایق را
محمّدا به که مانی؟ محمّدا به چه مانی؟
«جهان و هر چه در او هست صورتاند و تو جانی»
چه کُند میگذرد لحظههای دور از تو
نمیکنند مگر لحظهها عبور از تو
در مطلع شعر تو نچرخانده زبان را
لطف تو گرفت از من بیچاره امان را