بر شانۀ یارش بگذارد سر را
بردارد اگر او قدمی دیگر را
ای بستۀ تن! تدارک رفتن کن
تاریک نمان، چشم و دلی روشن کن
صلاة ظهر شد، ای عاشقان! اذان بدهید
به شوق سجده، به شمشیر خود امان بدهید
انگار پی نان و نوایید شما
چون مردم کوفه بیوفایید شما
وقتی نمازها همه حول نگاه توست
شاید که کعبه هم نگران سپاه توست
حُر باش و ادب به زادۀ زهرا کن
خود را چو زهیر، با حیا احیا کن
اذان بگو که شهیدان همه به صف شدهاند
که تیرها همه آمادهٔ هدف شدهاند
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين