چیست این چیست که از دشت جنون میجوشد؟
گل به گل، از ردِ این قافله خون میجوشد
ای غم، تو که هستی؟ از کجا میآیی؟
هر دم به هوای دل ما میآیی
روز، روز نیزه و شمشیر بود
ظهر داغ خون و تیغ و تیر بود
از نو شکفت نرگس چشمانتظاریام
گل کرد خارخار شب بیقراریام