چیست این چیست که از دشت جنون میجوشد؟
گل به گل، از ردِ این قافله خون میجوشد
ای غم، تو که هستی؟ از کجا میآیی؟
هر دم به هوای دل ما میآیی
کلامش سنگها را نرم میکرد
دلِ افسردگان را گرم میکرد
از نو شکفت نرگس چشمانتظاریام
گل کرد خارخار شب بیقراریام