ای به چشمت آسمان مهر، تا جان داشتی
ابرهای رحمتت را نذر جانان داشتی
رخصت بده از داغ شقایق بنویسم
از بغض گلوگیر دقایق بنویسم
باز در پردۀ عشاق صلایی دیگر
میرسد از طرف کربوبلایی دیگر
ای دلنگران که چشمهایت بر در...
شرمنده که امروز به یادت کمتر...
با دشمن خویشیم شب و روز به جنگ
او با دم تیغ آمده، ما با دل تنگ
برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم