همین که بهتری الحمدلله
جدا از بستری، الحمدلله
عالم همه مبتدا، خبر کرببلاست
انسان، قفس است و بال و پر کرببلاست
هر کس به سایۀ تو دو رکعت نماز کرد
با یک قنوت هر چه گره داشت، باز کرد
از کوی تو ای قبلۀ عالم! نرویم
با دست تهی و دل پُر غم نرویم
یک پنجره، گلدانِ فراموش شده
یک خاطره، انسانِ فراموش شده
منظومهٔ دهر، نامرتب شده بود
هم روز رسیده بود هم شب شده بود
خانههای آن کسانی میخورد در، بیشتر
که به سائل میدهند از هرچه بهتر بیشتر