چه گویمت که چها کرد در نبرد، حسین؟
فقط خداست که داند چهکار کرد حسین
تا آسمانت را کمی در بر بگیرد
یک شهر باید عشق را از سر بگیرد
در شهر مرا غیر شما کار و کسی نیست
فریاد اگر هم بکشم دادرسی نیست
نه جسارت نمیکنم اما
گاه من را خطاب کن بانو
جاده و اسب مهیاست بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم
دور و بر خود میكشی مأنوسها را
اِذن پریدن میدهی طاووسها را