ای غم، تو که هستی؟ از کجا میآیی؟
هر دم به هوای دل ما میآیی
یا علی گفتم همه درها به رویم باز شد
یا علی گفتم، چه شیرین شعر من آغاز شد
محمّدا به که مانی؟ محمّدا به چه مانی؟
«جهان و هر چه در او هست صورتاند و تو جانی»
چه کُند میگذرد لحظههای دور از تو
نمیکنند مگر لحظهها عبور از تو
یا علی! این کیست میآید شتابان سوی تو؟
با قدی رعنا و بازویی چنان بازوی تو؟
دستهایت را که در دستش گرفت آرام شد
تازه انگاری دلش راضی به این اسلام شد
از نو شکفت نرگس چشمانتظاریام
گل کرد خارخار شب بیقراریام