پس تو هم مثل همسرت بودی؟!
دستبسته، شکسته، زندهبهگور
رها شد دست تو، امّا دل تو...
کنار ساحل دریا، دل تو...
با یک تبسم به قناریها زبان دادی
بالی برای پر زدن تا بیکران دادی
ای بسته به دستِ تو دل پیر و جوانها
ای آنکه فرا رفتهای از شرح و بیانها
شعری به رسم هدیه... سلامی به رسم یاد
روز تولد تو سپردم به دست باد
امام عشق را ماه منیری
وفاداران عالم را امیری