ای نگاهت امتدادِ سورۀ یاسین شده
با حضورت ماه بهمن، صبح فروردین شده
چون غنچۀ گل، به خویش پیچید، علی
دامن ز سرای خاک، برچید علی
با کعبه وداع آخرین بود و حسین
چون اهل حرم، کعبه غمین بود و حسین
غریبه! آی جانم را ندیدی؟
مه هفت آسمانم را ندیدی؟
چشمهایم را به روی هرکه جز تو بود بست
قطرۀ اشکی که با من بوده از روز الست
این چه خروشیست؟ این چه معمّاست؟
در صدف دل، محشر عظماست
بر دامن او، گردِ مدارا ننشست
سقّا، نفسی ز کار خود وا ننشست