آن شب دو چشمت چون دوتا قرص قمر بود
آن شب دلت دریا، نه، خیلی بیشتر بود
آن صدایی که مرا سوی تماشا میخواند
از فراموشیِ امروز به فردا میخواند
هنوز طرز نگاهش به آسمان تازهست
دو بال مشرقیاش با اُفق هماندازهست
دیر سالیست هر چه میخواهم
از تو یک واژه درخورت گویم
مفتاح اجابت دعایش، خواندند
سرچشمۀ رحمت خدایش، خواندند