دل جام بلی ز روی میل از تو گرفت
تأثیر، ستارهٔ سهیل از تو گرفت
جبریل گل تبسّم آورد از عرش
راهی غدیر شد خُم آورد از عرش
دل در صدف مهر علی، دل باشد
جانها به ولایش متمایل باشد
آيينهای و برايت آه آوردم
در محضر تو دلی سياه آوردم
تنها نه خلیل را مدد کرد بسی
شد همنفس مسیح در هر نفسی
گر زنده دلی مرام تکریم بگیر
ور مرده دلی مجلس ترحیم بگیر
برخاست، که عزم و استواری این است
بنشست، که صبر و بردباری این است
از دور به من گوشۀ چشمی بفکن
نزدیک به خویش ساز و کن دور ز «من»
برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم