چشم تو خراب میشود بر سر کفر
کُند است برای حنجرت خنجر کفر
داستانهایی که از شام خراب آوردهام
عالمی از صبر خود در اضطراب آوردهام
مرد آزاده حسین است که بود این هدفش
که شود کشته ولی زنده بماند شرفش
برخیز اگر اهل غم و دردی تو
باید که به اصل خویش برگردی تو