هنگام سپیده بود وقتی میرفت
از عشق چه دیده بود وقتی میرفت؟
نوربخش يقين و تلقين اوست
هم جهانبان و هم جهانبين اوست
تا باد مرکبیست برای پیام تو
با هر درخت زمزمهوار است نام تو
دین را حرمیست در خراسان
دشوار تو را به محشر آسان
ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی
نروم جز به همان ره که توأم راهنمایی