الهی اکبر از تو اصغر از تو
به خون آغشتگانم یکسر از تو
ای ز داغِ تو روان، خون دل از دیدۀ حور!
بیتو عالم همه ماتمکده تا نفخۀ صور
بهنام آنکه جان را فکرت آموخت
چراغ دل به نور جان برافروخت
الهی سینهای ده آتش افروز
در آن سینه دلی، وآن دل همه سوز
به نام چاشنیبخش زبانها
حلاوتسنج معنی در بیانها...
گفت: ای گروه! هر که ندارد هوای ما
سر گیرد و برون رود از کربلای ما...