ای بهانۀ عزیز!
فرصت دوبارهام!
پر کشیدهام، چه خوب!
میپرم به اینطرف، به آن طرف
دشت
گامهای جابر و عطیّه را
تو قلّهنشین بام خوبیهایی
تنها نه نشان که نام خوبیهایی
ای نسیم صبحدم که از کنار ما عبور میکنی
زودتر اگر رسیدی و
آفتاب، پشت ابرهاست
در میانههای راه
پل، بهانهای معلّق است
تا به اتّفاق هم از آن گذر کنیم
فریاد اگرچه در تو پنهان بودهست
خورشید تکلّمت فروزان بودهست
بىسر و سامان توام يا حسين
دست به دامان توام يا حسين