ما بیتو تا دنیاست دنیایی نداریم
چون سنگ خاموشیم و غوغایی نداریم
ما شیعۀ توایم دل شادمان بده
ویران شدیم، خانۀ آبادمان بده
بیمرگ سواران شب حادثههایید
خورشیدنگاهید و در آفاق رهایید
مرا به ابر، به باران، به آفتاب ببخش
مرا به ماهی لرزان کنار آب ببخش
ای رسول خدای را همدم!
در حریم رسالتش مَحرم
ميان غربت دستان مکه سر بر کرد
مُحمّد عربى، مکه را منوّر کرد
باز باران است، باران حسینبنعلی
عاشقان، جان شما، جان حسینبنعلی
بیزارم از آن حنجره کو زارت خواند
چون لاله عزیز بودی و خوارت خواند
ای بانویی که زنده شد عصمت به نام تو
پیک خداست حامل عرض سلام تو
پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت
شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت