هان این نفس شمرده را قطع کنید
آری سر دلسپرده را قطع کنید
خوشا آنان که چرخیدند در خون
خدا را ناگهان دیدند در خون
این سخن کم نیست دنیا صبحگاهی بیش نیست
شهر پرآشوبِ امکان، کوچهراهی بیش نیست
تفسیر او به دست قلم نامیسّر است
در شأن او غزل ننویسیم بهتر است
اگر خدا به زمین مدینه جان میداد
و یا به آن در و دیوارها دهان میداد
بهنام او که دل را چارهساز است
به تسبیحش زمین، مُهر نماز است