خوشا آنان که چرخیدند در خون
خدا را ناگهان دیدند در خون
مسلم شهید شد وَ تو خواندی حمیده را
مرهم نهادی آن جگر داغدیده را
زبان به مدح گشودن اگرچه آسان نیست
تو راست آن همه خوبی که جای کتمان نیست
بهنام او که دل را چارهساز است
به تسبیحش زمین، مُهر نماز است
از غم دوست در این میکده فریاد کشم
دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم