خوشا آنان که چرخیدند در خون
خدا را ناگهان دیدند در خون
مسلم شهید شد وَ تو خواندی حمیده را
مرهم نهادی آن جگر داغدیده را
تا گلو گریه کند، بُغض فراهم شده است
چشمها بس که مُطَهَّر شده، زمزم شده است
زبان به مدح گشودن اگرچه آسان نیست
تو راست آن همه خوبی که جای کتمان نیست
بهنام او که دل را چارهساز است
به تسبیحش زمین، مُهر نماز است