وقتی خدا بنای جهان را گذاشته
در روح تو سخاوت دریا گذاشته
آن روز با لبخند تا خورشید رفتی
امروز با لبخند برگشتی برادر
ای پاسخ بیچون و چرای همۀ ما
اکنون تویی و مسألههای همۀ ما
گفتم سر آن شانه گذارم سر خود را
پنهان کنم از چشم تو چشم تر خود را
پرنده کوچ نکردهست زیر باران است
اگرچه سنگ ببارد وگرچه طوفان است