ای غم، تو که هستی؟ از کجا میآیی؟
هر دم به هوای دل ما میآیی
میرود بر لبۀ تیغ قدم بردارد
درد را یکتنه از دوش حرم بردارد
تشنگان را سحاب پیدا شد
رحمت بیحساب پیدا شد
مدینه حسینت کجا میرود؟
اگر میرود، شب چرا میرود؟
رُخش چه صبح ملیحی، لبش چه آب حیاتی
علی اکبر لیلاست بَه چه شاخه نباتی
از نو شکفت نرگس چشمانتظاریام
گل کرد خارخار شب بیقراریام