میرود بر لبۀ تیغ قدم بردارد
درد را یکتنه از دوش حرم بردارد
کجاست زندهدلی، کاملی، مسیحدمی
که فیض صحبتش از دل بَرَد غبارِ غمی
تا داشتهام فقط تو را داشتهام
با نام تو قد و قامت افراشتهام
رُخش چه صبح ملیحی، لبش چه آب حیاتی
علی اکبر لیلاست بَه چه شاخه نباتی