پس تو هم مثل همسرت بودی؟!
دستبسته، شکسته، زندهبهگور
ای دلنگران که چشمهایت بر در...
شرمنده که امروز به یادت کمتر...
با دشمن خویشیم شب و روز به جنگ
او با دم تیغ آمده، ما با دل تنگ
شعری به رسم هدیه... سلامی به رسم یاد
روز تولد تو سپردم به دست باد
قلم به دست گرفتم، خدا خدا بنویسم
به خاطر دل خود، نامهای جدا بنویسم
برخیز که راه رفته را برگردیم
با عشق به آغوش خدا برگردیم