ای کاش که در بند نگاهش باشیم
دلسوختۀ آتش آهش باشیم
ای ساقی سرمست ز پا افتاده
دنبال لبت آب بقا افتاده
وقت وداع فصل بهاران بگو حسین
در لحظههای بارش باران بگو حسین
شَمَمتُ ریحَکَ مِن مرقدِک، فَجَنَّ مشامی
به کاظمین رسیدم برای عرض سلامی
ما گرم نماز با دلی آسوده
او خفته به خاکِ جبهه خونآلوده
بیمار کربلا، به تن از تب، توان نداشت
تاب تن از کجا، که توان بر فغان نداشت
ای دل به مهر داده به حق! دل، سرای تو
وی جان به عدل کرده فدا! جان، فدای تو
اين ماه، ماهِ ماتم سبط پيمبر است؟
يا ماه سربلندى فرزند حيدر است؟